اپیکور

در مورد ایرادی که در باب رویا ممکن است بگیرند، مبتنی بر اینکه رویا احساسی است بدون موضوع خارجی، اپیکور پاسخ این ایراد مقدر را طبق نظریه اصالت ماده چنین داده است: ممکن است اجزا مشابه که از اشیا صادر می شوند گاهی در غیبت آن ها صادر شده باشند و در فضا پراکنده و سرگردان باشند، و در مسیر حرکت خود با حواس ما برخورد پیدا کنند. رویا هیچ جنبه پیامبری و الهی ندارد و بر اثر انتشار و پراکندگی و فراگیری اجزا مشابه ایجاد می شود.


برای اینکه بخواهیم به تاثیر انقلابی شدید این نظریه واقف آییم، مناسب است که از نظر دور نداریم که بعد از قرون متمادی که رویا به عنوان پیام آور خدایان تلقی می‌شد و غیب گویان وظیفه تعبیر و تفسیر آن بودند روزگاری پیش آمد که اپیکور به آن جنبه انسانی داد و این امر مقدمه و موجب گردید که انسان را به میل و اراده خود صاحب سرنوشت و مالک و قادر در مقدرات خود دانست.




فلسفه اپیکور، تالیف ژان برن، ترجمه سید ابوالقاسم پور حسینی، انتشارات امیرکبیر، چاپ دوم، ص ۵۱

/ 0 نظر / 10 بازدید