پخمه( عزیز نسین)


(( تو رو به خدا فکرش را بکنید این همه مسلمان در فقر و بدبختی غوطه می خورند کسی به فکرشان نیست ولی برای یک نفر مسیحی که مسلمان شده چقدر ابراز علاقه می کنند، حالا اگر من بگم المانی و مسیحی نیستم و برادر دینی شما و اهل مملکت شما هستم ایا باز هم حاضرند به من کمک کنند؟ مسلما نه! ))[1]


 


داستان " پخمه " اولین داستان بلند عزیز نسین است، داستان نویس ترک، که با ریشخند گرفتن رفتار های اجتماعی از مردم، رفتار آن ها را نقد می کند، نگاه تند عزیز نسین به اجتماعی که دچار کج فهمی های بی شمار است، او را به نگاستن کتاب پخمه وادار نمود، کتابی که روایتگر شصی ابله است که در یک جامعه طبقاتی میان گرگ و میش زندگی می کند، اما می خواهد همچون فرشتگان ساده و بی ریا و دغل، انسانی وارسته و بدور از رفتارهای ناشایست باشد، همین آرمانگرایی نابجا شخصیت اصلی داستان را در تلاطم یک جامعه فاسد به راه هایی می کشاند که او خواهانش نیست، اما در نهایت از این قدیس بی مدعا اهریمنی شرور می سازد که در جراید انواع تقلب ها و عوام فریبی ها در کارنامه اعمالش ثبت می شود و تقلایی که از جانب او برای بیرون رفت از این بحران صورت می گیرد، جز به فرو رفتن بیشتر او در این منجلاب جامعه نمی انجامد.


عزیز نسین با زبانی ساده و بی تکلف داستان های خود را بیان می کند، با قلمی روان و بدور از طمطراق و تکلف در نویسندگی، تا از این رهگذر نشان دهد، که این رفتارهای نابجا به همین سادگی و ملموسی در برابر دیدگان همه ما رخ میدهد، بی اینکه ذره ای نسبت بدان توجه نشان دهیم یا به تفکری ژرف فرو رویم که دلیل این همه درماندگی برای چیست؟ تا پس از یافتن دلیل آن، از آن رهمنمودی بسازیم برای هدایت خود و جامعه مان!


 


—------------------------------------------------------------------------------


[1] _ پخمه، عزیز نسین، ترجمه رضا همراه، ص  ۱۰۸

/ 0 نظر / 15 بازدید