پی یر و ژان( گی دو مو پسان)

سپس با افکاری تازه به گروه گروه آدم ها برخورد می کرد و به دور آن ها چرخ می خورد. تمام آن آرایش های رنگی که همچون دسته گلی زینت دهنده ماسه بودند، لباس های زیبا، چترهای خیره کننده و ملاحت ساختگی کمرهای فشرده شده، تمام خلاقیت هوشمندانه مد، از کفش های زیبا گرفته تا کلاه های عجیب و غریب، اداها و صداها و خنده های تحریک کننده و عشوه گری زن هایی که سرانجام در کنار دریا فرصت خودنمایی یافته بودند. همه اینها ناگهان در نظر پی یر همچون شکوفایی فساد زن ها در آمد.


تمام آن چهره های بزک کرده میل داشتند مورد پسند و علاقه کسی قرار گیرند، زن ها خود را برای مردها آراسته بودند، نه برای تمام مردها، نه برای همسرانشان که دیگر احتیاجی به تصاحب قلبشان نداشتند. آن ها خود را برای معشوق فعلی و آینده، برای مرد ناشناسی که بر سر راهشان قرار می گرفت و شاید در انتظارش بودند، زیبا کرده بودند. و آن مردها که در کنارش نشسته و چشم در چشم هایشان دوخته بودند، آن ها را به خود فرا می خواندند و می طلبیدند و همچون آهویی زننده و گریز پا قصد صید کردنشان را داشتند _ هر چند که در جوارشان قرار داشته و بدست آوردنشان آسان می نمود. بنابراین آن ساحل عریض همچون گردهمایی عشاقی بود که برخی خود را به عرضه و فروش گذاشته بودند و برخی سر نوازش هایشان آنه می زدند و بعضی دیگر تنها قول می دادند. تمام آن زن ها تنها به یک چیز می اندیشیدند: عرضه بدنشان که قبلاً مورد استفاده و دستبرد مردهای دیگری قرار گرفته بود. و پی یر با خود اندیشید که بر روی کره زمین این امر همواره رواج داشته است.



پی یر و ژان، گیدو موپسان، ترجمه لادن میر محمد صادقی، انتشارات نشر مس، چاپ اول، ص ۱۰۲ _ ۱۰۳

/ 0 نظر / 17 بازدید